تبليغاتX
انديشه هاي زندگي ساز

در لايتناهاي حيات - آنجا كه ساكنم - هر چند زندگي همواره دگرگون مي گردد ،‌همه چيز عالي و كامل و تمام عيار است .

نه آغازي هست و نه پاياني -

آنچه هست تنها چرخش و  واچرخش جوهر و تجربه هاست .

زندگي هرگز مانده و ايستا و كهنه نيست .

زيرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگي است .

من با قدرتي كه مرا آفريد يگانه ام و اين قدرت اين اقتدار را به من داده است كه شرايط خود را بيافرينم.

من از اين آگاهي شادمانم كه قدرت ذهنم در اختيار من است و هر گونه كه مي خواهم به كارش مي برم .

آنگاه كه از گذشته دور مي شويم ،‌هر لحظه زندگي نقطه آغازي است .

اينك ،‌ اين لحظه ، اكنون و اينجا براي من نقطه آغازي است .

درجهانم همه چيز نيكوست.

اثر لوييز هي

ترجمه : گيتي خوشدل

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 13:52  توسط پروانه | 

 

1-  ما صد در صد در برابر تجربه هايمان مسئول هستيم .

2-  هر انديشه اي كه از ذهن ما مي گذرد آينده مــــا را مي آفريند .

3-  نقطه اقتدار همواره در لحظه حال است .

4-  عذاب هر كس به دليل انزجار از خويشتن و احساس گناه است .

5- دروني ترين احساس هر كس اين است كه " آنچنان كه بايد خوب نيستم ". اين تنها يك انديشه است و انـــديشه را مي توان عوض كرد .

6-  انزجار و انتقاد و احساس گناه بيش از هر الگوي ديگري صدمه مي زند .

7-  دست كشيدن از نفرت و انزجار حتي مرض سرطان را نيز نابود مي كند .

8- هنگامي كه به راستي خود را دوست بداريم همه چيزهاي نيكوي زندگي به حركت در مي آيد .

9-  ما بايد گذشته ها را رها كنيم و همه را ببخشاييم .

10-                     بايد مشتاقانه بخواهيم كه خويشتن دوستي را بياموزيم .

11-                     تاييد و پذيرش خويشتن در زمان حال ،‌كليد دگرگونيهاي مثبت است .

12-                     اين ماييم كه اين به اصطلاح " بيماري " را در تن خود مي آفرينيم .

 

 

از كتاب شفاي زندگي

اثر : لوييز هي

ترجمه : گيتي خوشدل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 12:51  توسط پروانه | 

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود  روی تابلو خوانده میشد :

من کور هستم لطفا کمک کنید

 

 . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او  انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد  تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد :

فصل بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 13:51  توسط پروانه | 

 

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

  روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

 

 

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .

هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 8:12  توسط پروانه | 

يازده شاه كليد براي برخورد با مشكلات

 

1-     نگاهتان را به مشكلات عوض كنيد .

2-     پرسش هاي با كيفيت بهتر مطرح كنيد .

3-     واژگان خود را تغيير دهيد .

 

مشكلات زندگي فرصتهائي عظيم درخود نهفته دارند اما تا زماني كه واژگاني مناسب براي توصيف معنا و مفهوم مشكلات به كار نبريد متوجه اين فرصتها نخواهيم شد .

 

4-     طرز به كار گيري بدنتان را تغيير دهيد .

5-     با خود رو راست باشيد .

6-     هدايت تمركز ذهنتان را در دست بگيريد . تا زماني كه مسئوليت حل مشكلات را به گردن نگيريم آنها سر جاي خود خواهند ماند .

 

بهترين راه براي حل هر مشكلي آن است كه پس از يافتن راه حل ،‌پيوسته بر آن تمركز كنيد . اگر تلاش كنيد كل يك مشكل را در يك زمان حل و فصل كنيد به مشكل برخواهيد خورد اما اگر آن را به بخشهاي كوچكتر تقيسم كنيد مشكلي نخواهيد داشت .

 

7-     مشكلات را از قبل پيش بيني كنيد .

8-     درخود احساس اطمينان بيافرينيد .

 

آن چه در نگاه نخست مشكل مي نمايد ممكن است موهبتي در لباس مبدل باشد . مسئوليت زندگي خود را به گردن گيريد . با مشكلات از سر اطمينان برخورد كنيد تا راه حل هائي بسيار بهتر در برابرتان پديدار شوند .

9-     با مشكلات با كيفيت بهتر بپردازيد .

 

هدف ما اين نيست كه ديگر مشكلي نداشته باشيم بلكه مي خواهيم به مشكلات با كيفيت بهتر بپردازيم .وقتي مشكلات را حل مي كنيم كار به پايان نمي رسد بلكه با مشكلي با كفيفت بهتر روبه رو مي شويم . خود را از اين مشكلات پنهان نكنيد بلكه به استقبال آنها برويد . اگر بر راه حل هاي مشكلات مهم ، نه فقط مشكلات ضروري و فوري تمركز كنيد ،‌برخي از مشكلات كوچك از صحنه خارج خواهند شد . آنها را به راحتي رفع خواهيد كرد .

 

10- شما هيچ مشكلي نداريد . يادتان باشد هميشه خود را با افرادي كه شرايطي بدتر از شما دارند مقايسه كنيد .

11- از حل مشكلات به خود بباليد .

آن چه در زندگي بدست مي آوريد شما را خوشبخت نخواهد كرد بلكه كسي كه به عنوان انسان به آن تبديل مي شويد عامل اصلي خوشبختي يا بدبختي شماست .

 

از كتاب : مشكلات شيريني زندگي اند 

اثر  آنتوني رابينز - ترجمه مجيد پزشكي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 9:11  توسط پروانه | 

بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش ، شجاعت ، سلامتي  و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد .

به جاي نگراني در باره ناسپاسي ،‌انتظار ناسپاسي داشته باشيم . يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفاد داد و فقط يك نفر از او تشكر كرد .

 يادمان باشد كه نتها راه دست يافتن به خوشحالي و سعادت انتظار تشكر از ديگران نيست بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت .

 يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگر دوست داريم ، فرزندانمان آدمهاي شكر گزاري بار بيايند ،‌ بايد اين صفت را به آنها بياموزيم .

هميشه چيزهائي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد نه مشكلاتتان را .

 از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم . خودمان را بشناسيم و خودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي

 وقتي تقدير به دستمان يك ليموي ترش مي دهد از آن شربت درست كنيم .

 با اندكي شاد كردن ديگران ،‌اندوه خود را از ياد ببريم . وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد .

 

نوشته : ديل كارنگي  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:22  توسط پروانه |